نقش ریزمغذی‌ها در اختلالات کم‌توجهی-بیش فعالی


اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی و نقش ریزمغذیها

اختلال کم توجهی - بیش‌فعالی  (Attention Deficit Hyperactivity Disorder-ADHD) یکی از اختلالات روانپزشکی است که در سنین پایین شایع می‌باشد. این اختلال در مبتلایان به سه حالت بی‌توجهی، بیش‌فعالی یا ترکیبی از  بیش‌فعالی و  بی‌توجهی بروز می‌کند و با علائمی چون بی‌توجهی، پریشانی، رفتارهای تکانشی، اضطراب، جنب‌وجوش زیاد و بی‌دقتی مشخص می‌شود و عمدتا با پرخاشگری و کارآیی ضعیف تحصیلی همراه می‌باشد و منجر به بروز اختلال در حوزه‌های مختلف زندگی شخصی و حرفه‌ای می‌شود.

معیار تشخیصی وجود حداقل شش نشانه از نه نشانه مطرح در اختلال بیش‌فعالی و کمبود توجه برای حداقل به مدت شش ماه در فرد مورد نظر است که این علائم منجر به ایجاد مشکل در بیش از یک موقعیت (خانه و مدرسه) گردد.

تخمین زده می‌شود که 3 تا 12 درصد از کودکان سن مدرسه تحت تأثیر این اختلال می‌باشند و شیوع آن در پسران نیز بیشتر از دختران است.

درمان رایج برای این اختلال استفاده از داروهای محرک نظیر متیل‌فنیدات و دکسترو آمفتامین می‌باشد.

 باتوجه به عوارض جانبی این داروها که شامل؛ کاهش اشتها، بیخوابی ، افزایش اضطراب و تحریک پذیری می‌باشد، از این رو افراد به دنبال درمان‌های جایگزین می‌باشند. بنابراین محتاطانه‌تر آن است که قبل از تجویز داروها از مداخلات تغذیه‌ای و رژیم به منظور کاهش نشانه‌های بیماری استفاده گردد.

شواهد برای درمان‌های تغذیه‌ای ADHD بطور گسترده‌ای متفاوت است. در بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD، نشانه‌هایی از سطوح کمتر از حد مطلوب مواد مغذی مختلف و شواهدی در ارتباط با پاسخ‌های رفتاری به ریزمغذی‌های خاص وجود دارد. در طول دو دهه گذشته به میزان توصیه شده روزانه ریزمغذی‌ها و اسیدهای چرب ضروری بعنوان یک مداخله ویژه برای این اختلال توجه ویژه‌ای شده است.

این فرضیه وجود دارد که ریزمغذی‌های بسیاری در رفتار و خلق‌وخو اثر می‌گذارند به عنوان مثلا منیزیم. این ماده چهارمین ماده معدنی ضروری در بدن می‌باشد که برای سلامتی بسیار ضروری است. اهمیت بیولوژیکی آن بخاطر بودن منیزیم بعنوان یک ماده معدنی ضروری در بیش از 300 واکنش متابولیکی از جمله تولید انرژی سلولی، تولید اسیدنوکلئیک (DNA,RNA) و سنتز پروتئین است. علاوه‌بر این منیزیم برای تأمین انرژی کافی مغز، کمک به انتقال صحیح ارتباطات از طریق سیستم عصبی مرکزی، آرام کردن سیستم عصبی ضروری است و یک مؤلفه مهم در ساختن سروتونین است.

اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالیکمبود منیزیم با تعدادی از کاهش توانایی و فراآیندهای شناختی و به ویژه کاهش توجه همراه با افزایش فعالیت، خستگی و عدم تمرکز مشخص می‌شود. سایر علائم شایع کمبود منیزیم عبارتنداز؛ به راحتی برانگیخته شدن، عصبی بودن، خستگی و نوسانات خلقی.

سطوح پایین منیزیم در کودکان با اختلال کم‌توجهی / بیش فعالی گزارش شده است. از بین 116 کودک دارای این اختلال، 95 درصد آنها کمبود منیزیم داشتند و این مسأله بطور قابل توجهی شایع‌تر از گروه کنترل بود.

در یک مطالعه بر روی 50 کودک 7 تا 12 ساله مبتلا به اختلال کم‌توجهی/بیش‌فعالی، مصرف مکمل‌ یاری با منیزیم (200 میلی‌گرم در روز) به مدت شش ماه منجر به کاهش قابل توجه بیش فعالی در مقایشه با 25 کودک گروه کنترل که مکمل یاری دریافت نکرده بودند، گردید.

باتوجه به ماهیت این علائم و میزان قابل توجهی از همپوشانی با ADHD، بسیاری از متخصصین درگیر در درمان و مراقبت از این اختلال، به این نتیجه رسیدند که کودکان مبتلا به ADHD، کمبود منیزیم هم دارند.

منیزیم در آنزیم‌های لازم برای آزاد کردن نوروترنسمیترها (انتقال دهنده‌های عصبی) و همچنین حفاظت از غشای سلول‌های عصبی دخیل هستند. تغییرات در سطوح این ماده معدنی می‌تواند در پاتوژنز و در نتیجه در درمان این اختلال نقش داشته باشد.

علاوه بر منیزیم استفاده از ویتامین B6(پیریدوکسین) نیز یک مداخله موثر برای بسیاری از کودکان هایپراکتیو است.

برای بیش از 30 سال، والدین دوزهای بالایی از ویتامین B6 و منیزیم را به فرزندان خود داده‌ و کاهش تهاجم فیزیکی و بهبود پاسخ اجتماعی را مشاهده کرده‌اند.

کمبود ویتامین B6 می‌تواند باعث تحریک‌پذیری و خستگی در کودکان و بزرگسالان مبتلا به ADHD شود. سطوح کافی ویتامین B6 –که از طریق تغییرات تغذیه یا مکمل به دست می‌آید- میتواند هوشیاری را افزایش داده و علائم شبه اضطراب را کاهش دهد.

با توجه به مطالب و نتایج مطالعات، مکمل درمانی منیزیم به همراه ویتامین B6 در بهبود علائم ADHD در کودکان مبتلا می‌تواند مفید باشد.

آشنایی با محصول مرتبط: سوپرابیون سیترامگ

References

The Egyptian Journal of Medical Human Genetics (2016) 17, 63–70

Expert Rev Neurotherapeutics 2011;11(10):1467–84

Magnesium Research 2006; 19 (1): 46-52

Italian Journal of Pediatrics 2011, 37:60